مشروح مطالب همایش: «نسبت اسلام و توسعه اقتصادی» منتشر شد.

در این نشست که به همت گروه توسعه و مدیریت انجمن اندیشه و قلم در روز یکشنبه 10 نیرماه با حضور اساتید برجسته اقتصاد برگزار شد، اساتید برجسته اقتصاد از دانشگاه‌های مختلف کشور، ضمن تأکید بر نگاه توسعه‌گرای تئوریسین‌های انقلاب اسلامی، بر ضرورت بازگشت به قانون اساسی و اصلاح ساختاری به عنوان راهکار حل مسائل کشور تأکید کردند. مشروح مباجث مطرح شده به ترتیب ایراد سخنرانی ها از این قرار است:



مطهری: بنا نبود بنیادها تبدیل به کارتل‌های بزرگ شوند
به گزارش روابط عمومی انجمن اندیشه و قلم، در همایش «اسلام و توسعه اقتصادی از منظر پنج متفکر اسلامی» که روز یکشنبه از سوی انجمن اندیشه و قلم برگزار شد، ابتدا دکتر علی مطهری نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، از عدم اصلاح ساختار اقتصادی کشور انتقاد کرد و آن را ناشی از رفتار حاکمان دانست.
وی در آیین افتتاح این همایش که در خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری انجمن علمی اقتصاد اسلامی برگزار شد، گفت: موانع تحقق توسعه اقتصادی با شاخص‌هایی که مد نظر اسلام است باید رفع شود و ما باید ابتدا این شاخص‌ها را بشناسیم و بعد به سراغ آن‌ها برویم.

مطهری افزود: تقسیم‌بندی ساختار اقتصادی کشور به بخش دولتی، حاکمیتی و خصوصی ضعف‌ها و نقاط قوتی دارد. ما باید ساختار اقتصادی کشور را تغییر بدهیم. بنا نبود بنیادها در کشور به کارتل‌های بزرگ اقتصادی تبدیل شوند و انتظار ما از رئیس‌جمهور اصلاح این ساختار بود. وی ادامه داد: موانع تحقق اقتصاد با شاخص‌های مدنظر اسلام و با تقسیم‌بندی اقتصاد به برنامه‌ای عملی و نظری نیازمند است. همان‌گونه که فیزیک اسلامی و غیراسلامی نداریم، اقتصاد علمی و نظری اسلامی و غیراسلامی هم نداریم. به یک معنا اقتصاد اسلامی داریم که همان اقتصاد برنامه‌ای است، این اقتصاد می‌تواند به اقتصاد اسلامی و غیراسلامی تقسیم شود که متکی به دستورات و احکام اسلامی است. مثلا اینکه ما می‌گوییم آیا اسلام مالکیت را می‌پذیرد یا نه؟! پاسخ این است که بله؛ مالکیت در طبیعت حکمی جدا از مالکیت ماشین دارد. 
وی با اشاره به آرای شهید مطهری درباره سرمایه‌داری افزود: سرمایه‌داری پدیده نویی است و تنها به استفاده از آلت و ابزار محدود نمی‌شود. ماشینیسم ماشین را جایگزین انسان کرده است و به مظهر فکر انسان تبدیل شده است. ماشین جایگزین انسان است نه یک آلت و ابزار مصنوعی. ماشین همه امور انسان را با راندمان بیشتر و بالاتر انجام می‌دهد. مشخصه اصلی سرمایه‌داری این است که سرمایه‌دار ماشین را با این قدرت عظیمش در اختیار دارد، در صورتی که نه خالق ماشین است نه مخترع آن بلکه تنها خریدار آن است.  حال این پرسش مطرح می‌شود چنین منبعی می‌تواند مالک آن باشد یا باید در اختیار عموم قرار گیرد؟
نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه با اشاره به سخنان شهید مطهری در زمینه اقتصاد، با بیان این‌که «جامعه اسلامی باید شرایط را برای همگان یکسان و مساوی قرار بدهد و پیشرفت حق تمام افراد است»، تصریح کرد: از منظر اسلام مال و ثروت ابتدا به اجتماع تعلق دارد و بعد فرد؛ ساختار سرمایه‌داری موجود در جوامع ظالمانه است. کار به قدر احتیاج که نظریه سوسیالست‌هاست نیز از منظر ما مردود است. علاوه بر این اسلام استثمار را نمی‌پذیرد؛ حکومت حق دارد قدرت و ثروت را کنترل کند. عدالت و مساوات از شاخصه‌های اسلام است و ما آن را پیش از دین می‌دانیم.
مطهری با بیان اینکه «جامعه اسلامی جامعه بدون تبعیض است»، افزود: ما باید به نوعی سوسیالیسم اخلاقی در جامعه باور داشته باشیم؛ معنویت عامل ایجاد تعادل اجتماعی است. عدم تعادل در جامعه به دلیل پیدایش طبقه محروم با عقده‌های روانی از یک‌سو و طبقه پرتوقع از سوی دیگر باعث می‌شود شاخص‌های اقتصادی مدنظر اسلام پیاده نشود.
وی ادامه داد: شاخصه بعدی این است که ثروت نباید به صورت زمین بایر درآید و باید تمام طبقات جامعه را محترم بشماریم؛ فلسفه زکات نیز در همین موضوع است. موضوع دیگری که باید به آن توجه داشت، مسأله ربای قرض است و کسی که قرض می‌دهد عین مالکیت را برای مدتی از دست می‌دهد پس قرض نمی‌تواند سود داشته باشد.

پیوند اقتصاد و اسلام از طریق اخلاق/ انتقاد از تقسیم اقتصاد کشور به سه بخش دولتی، حکومتی و خصوصی
نائب رئیس مجلس در ادامه با بیان این مطلب که «پیوند اقتصاد و اسلام از طریق اخلاق انجام می‌شود»، گفت: تا زمانی که حدود اسلام مشخص نشود، نمی‌توانیم اقتصادی سالم داشته باشیم. اقتصاد بدون در نظر گرفتن اخلاق قابل تأمین نیست. وقتی اقتصاد کشور به سه بخش دولتی، حکومتی و خصوصی تقسیم می‌شود، در این میان بخش خصوصی کوچک و ضعیف است. ما نتوانستیم زمانی که بازار قطر نیازمند محصولات ما بود آن را تسخیر کنیم، چون بخش خصوصی کشور ضعیف بود. حتی در زمان اختلاف بین ترکیه و روسیه نیز ما به دلیل ضعف در همین بخش نتوانستیم بازارهای این کشور را در دست بگیریم. ساختار حکومتی ما باید تغییر کند، نهادهای حکومتی نباید به امور اقتصادی مشغول شوند. نهادهایی چون ستاد اجرایی فرمان امام و بنیادها به شکل موقت ایجاد شده بودند و به نظر من بنا نبود فعالیت‌شان تاکنون ادامه پیدا کند و تبدیل به کارتل‌های بزرگ شوند.
وی افزود: انتظار ما این بود که روسای جمهوری این ساختار را اصلاح کنند، اما تاکنون هیچ رئیس جمهوری نتوانسته چنین کند. رفتار حاکمان ما نیز از عوامل دیگر عدم تحقق اصلاحات است.

توسعه در آرای شهید بهشتی و قانون اساسی از زبان فرزند ایشان
این نشست با سخنان علیرضا بهشتی استاد علوم سیاسی ادامه یافت که با اشاره به آرای شهید بهشتی که در کتاب «نظام اقتصادی در اسلام» ذکر شده است، گفت: ایشان به موضوع زیربنای نظام اقتصادی در اسلام، در قالب پرسش و پاسخ می‌پرداختند. آقای بهشتی بحث را با ضرورت وجود قانون حقوقی آغاز می‌کنند که ناظر بر آنچه باید بشود، است.
وی افزود: آنچه تا این اواخر به عنوان علم اقتصاد مطرح می‌شده است، باید خنثی می‌بود تا در منظومه عناصر اخلاقی تعمیم‌پذیر باشد. البته علوم انسانی این مباحث را کنار گذاشته و ساخت مکانی، زمانی و بافت فرهنگی را نیز در تحلیل مباحث دخیل می‌کند. مرحوم بهشتی معتقد بودند زیربنای حقوقی اقتصاد باید با جهان‌بینی اسلامی هماهنگ باشد.


فرزند شهید بهشتی با بیان اینکه «از منظر اسلام اگر فردی ابزار تولید را ساخت، حق مالکیت بر آن را دارد»، توضیح داد: این فرد حق بهره‌برداری از این ابزار  تولید را دارد. موضوع دیگر این است که آیا مالکیت باید مستقیم یا غیرمستقیم به کار مربوط باشد یا نه، که شهید بهشتی معتقدند ارزش مربوط به کار است، یعنی تنها کار است که ارزش می‌یابد؛ خواه مستقیم خواه غیرمستقیم.
این استاد فلسفه ضمن اشاره به بخش‌های مختلف این کتاب گفت: بحث‌های مطرح در این کتاب قرابت زیادی با توسعه دارد. شهید بهشتی پیش از آنکه آمارتیاسن و محبوب الحق نظریه‌‌های خود را در زمینه توسعه انسانی بیان کنند، در مقدمه و بخش اقتصادی قانون اساسی به مسأله توسعه انسانی و مخصوصا رهیافت قابلیت افزایی پرداخته شده است.
وی با اشاره به موضوع به شادکامی که از سال 2009 در شاخص‌های توسعه شده است، گفت: این همان موضوعی است که ما در فلسفه نوارسطویی تحت عنوان اخلاق توسعه با آن آشنا هستیم. البته منظورم این نیست که شهید بهشتی هر آنچه که باید را پیش‌تر گفته اما مقصود این است که بن مایه‌های لازم را مطرح کرده بودند.

صدر: نظریه‌ اقتصادی امام موسی صدر سرمایه اجتماعی است
پس از سخنان مطهری و بهشتی، دکتر سیدکاظم صدر استاد اقتصاد دانشگاه بهشتی با اشاره با اشاره به آرای امام موسی صدر در زمینه اقتصادی و با بیان اینکه «توسعه اجتماعی بدون توسعه اقتصادی ممکن نیست»، تأکید کرد: امام موسی صدر برای تقویت سرمایه اجتماعی همراه با ایجاد سرمایه انسانی، نهادهای متعددی از جمله نهادهای محلی، منطقه‌ای و همگانی را ایجاد کردند.
کاظم صدر افزود: آرای ایشان از دو جهت با دیگر متفکران متفاوت است. اول اینکه ایشان علاوه بر تحصیلات حوزوی به شکل آکادمیک اقتصاد خوانده‌اند و دوم اینکه، بنا داشتند ساختار اقتصادی مورد نظر خود را در جامعه لبنان اجرا کنند، یعنی یک برنامه اقتصادی داشتند.
وی با اشاره به اینکه «امام موسی صدر شرایط  لبنان را برای فعالیت آماده‌تر از قم و ایران می‌دیدند و به همین دلیل به آنجا مهاجرت کردند»، تصریح کرد: مناسب‌ترین نظریه‌ای که می‌تواند بیانگر دیدگاه ایشان باشد، نظریه سرمایه اجتماعی است.


استاد اقتصاد دانشگاه بهشتی با اشاره به ضرورت ایجاد وضعیت ثبات و امنیت در بازار تأکید کرد: حاکمیت باید چنین امکانی را برای بازار ایجاد کند. بنابراین برای ایجاد رونق در بازار باید زیربنای لازم برای آن ایجاد شود. امام موسی صدر برای تقویت سرمایه اجتماعی همراه با ایجاد سرمایه انسانی، نهادهای متعددی از جمله نهادهای محلی، منطقه‌ای و همگانی را ایجاد کردند. بخش عمده این نهادها شامل بخش‌های آموزشی، عمرانی و نهاد دفاعی بودند.
صدر در تشریح دلایل موفقیت امام موسی صدر گفت: از  دلایل موفقیت ایشان سخنرانی‌های مبتنی بر جهان‌بینی اسلامی بود که به آن جامه عمل می‌پوشاند.

 

نقل قول مؤمنی از شهید بهشتی
در این نشست که کلیپ‌های تصویری کوتاهی از زندگی و سخنرانی‌های امام موسی صدر، شهید محمدباقر صدر و شهید بهشتی پخش شد، فرشاد مؤمنی استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی پس از پخش تصاویری از شهید بهشتی، پشت تریبون قرار گرفت و در سخنانی با اشاره به اهمیت موضوع مشارکت در تحقق توسعه گفت: شهید بهشتی معتقد بودند باید به سمت نظم اجتماعی غیرقائم به ‌شخص رفت که امکان انباشت سرمایه‌های انسانی و فردی را فراهم می‌کند.
فرشاد مؤمنی اضافه کرد: برای خروج از بحران‌های جامعه به دو سطح از معرفت نیاز داریم؛ یکی بنیان‌های اندیشه‌ای شکل‌دهنده‌ وضع موجود و دیگری بنیان‌های اندیشه‌ای شکل‌دهنده‌ وضع مطلوب. در اولی باید مشخص کنیم وضع موجود ناشی از عمل به باورهای موجود است یا دور زدن آنها؛ شخصا معتقدم چون از آن اصول عدول کردیم به این مرحله رسیدیم.
وی در ادامه با اشاره به دیدگاه‌های شهید بهشتی درباره اقتصاد و اسلام، گفت: وقتی راجع به توسعه صحبت می‌کنیم باید همه لوازم آن را در نظر داشته باشیم زیرا توسعه یک امر استثنایی بسیار پیچیده است. در بحث توسعه از منظر اسلامی، هفت کارکرد از منظر جهان‌بینی و ایدئولوژی قابل توجه است که به عنوان کارکردهای انتزاعی مطرح است. این هفت مورد عبارت است از: مهار عدم اطمینان نسبت به محیط اجتماعی، ایجاد سازگاری با محیط اجتماعی، ایجاد معنای عقلانیت‌های متفاوت و مختار انسانی، ایجاد تغییرات نهادی و رویدادهای اقتصادی، حل معضل سواری مجانی، توزیع تخصیص منابع غیربازاری، حداقل‌سازی هزینه‌های پیروی و اطاعت و مسئولیت‌پذیر ساختن فردی و اجتماع انسان‌ها.


این اقتصاددان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به آرای شهید بهشتی گفت: ایشان برای انسان شش ویژگی مهم تأثیرگذار در زمینه توسعه را برجسته کرده‌اند که عبارتند از آگاهی دوربرد، قدرت شناخت خیر و شر، برخورداری از اختیار، مسئولیت، خلاقیت، ابتکار و تحول‌پذیری.
وی ادامه داد: ایشان بهبود کیفیت زندگی فردی و اجتماعی را بدیهی می‌دانست و تلاش برای اعتلای بخش اجتماعی را به عنوان یک تکلیف شرعی قرآنی به حساب می‌آورد و همواره بر هویت جمعی پیدا کردن جامعه تأکید داشت.
مؤمنی در ادامه با بیان این‌که «شهید بهشتی همواره بر نظم اجتماعی غیرقائم به‌شخص و مشارکت‌محور تأکید داشتند»، گفت: شهید بهشتی در ارتباط با امکان موضوعیت ‌یافتن عملکرد قابل قبول اقتصادی، بر این باور بود که باید به سمت نظم اجتماعی غیرقائم به ‌شخص رفت که مهمترین کارکرد آن پیش‌بینی‌پذیر کردن امور و فراهم‌سازی امکان انباشت سرمایه‌های انسانی و فردی است.


راغفر: اگر شهید بهشتی و مطهری بودند، نگاهشان به  عدالت تغییر می‌کرد
جلسه با سخنان دکتر حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا ادامه یافت که با اشاره به نئولیبرالیسم حاکم و مشکلات ناشی از نبود عدالت اجتماعی تأکید کرد: اگر افرادی مانند شهید مطهری و شهید بهشتی امروز زنده بودند، قطعا نوع نگاه‌شان نسبت به عدالت اجتماعی متحول می‌شد.
راغفر با بیان این‌که «جامعه مبتنی بر بازار با اصل بازار فرق دارد»، گفت: ساز و کار بازار تخصیص منابع است؛ اما اگر بازار رنگ و بوی بی‌عدالتی بدهد یعنی بی‌اخلاق است. جامعه مبتنی بر بازار یعنی این‌که همه چیز را باید به عرضه و تقاضا سپرد. درحالی که سازوکار بازار مبتنی بر اصل برابری است. باید ضرورت‌ها در جامعه تأمین شود و نابرابری‌ها از بین برود.
وی در ادامه با بیان این‌که «برخی از جوامع، اسلامی‌تر از ما رفتار می‌کنند»، گفت: علت آن حاکم بودن اصل برابری در این جوامع بوده است. اندیشمندان اسلامی بیشتر به مسائل گروه‌های رقیب یعنی سرمایه‌داری و سوسیالیسم و کمتر به واقعیت‌های اجتماعی پرداخته‌اند. در حالی که غربی‌ها به‌طور عمده به مسائل جوامع خود توجه داشته‌اند. یکی از تفاوت‌های جوامع غربی و اسلامی در اقتصاد و عدالت اجتماعی این است که اندیشمندان اسلامی بر رعایت اخلاق تأکید دارند؛ اگرچه مشابهت‌های خیلی جدی هم بین سوسیالیسم اخلاقی در غرب و نگاه اندیشمندان اسلامی وجود دارد.


این استاد اقتصاد ادامه داد: اگر افرادی مانند شهید مطهری و شهید بهشتی امروز زنده بودند، قطعا نوع نگاه‌شان نسبت به عدالت اجتماعی متحول می‌شد و این نگاه در پاسخ به نیازهای روز ما بود که به دلیل نبود نقش عدالت اجتماعی با مشکلات جدی در این بخش روبه‌رو هستیم.
وی در ادامه با نکوهش سلطه اندیشه بازار و واسپاری تمام پدیده‌های اقتصادی به بازار بعد از جنگ، گفت: سیاست‌های تعدیل، نئولیبرالیسم فردگرایانه را در جامعه ترویج و آن را مبتنی بر بازار تعریف کرد و تمام پدیده‌های انسانی را به عرضه و تقاضا سپرد.

یوسفی: به جای مسائل مهم مثل ظلم و بی‌عدالتی، بر مسائل سطحی مثل حجاب و کنسرت تمرکز کرده‌ایم
دکتر محمدرضا یوسفی، استاد دانشگاه مفید سخنرانی بود که در این همایش از تفکرات اقتصادی شهید مطهری سخن گفت. وی با اشاره به دلایل افول جوامع مسلمانان از منظر شهید مطهری گفت: ما نباید عامل بیگانه را در افول جامعه مسلمانان بزرگ تلقی کنیم. باید بدانیم که ابتدا خود در مسیر تاریخی مان دچار افول شدیم و بعد در مواجهه با تمدن غرب، عقب رفتیم. کمرنگ شدن سه عنصر عدل‌محوری، عقل‌گرایی و دعوت به تفکر، عواملی بودند که باعث افول جامعه مسلمانان از درون شدند.


به گفته وی، شهید مطهری معتقد است که در کنار تلاقی ما با تمدن غرب، ترویج جمود و دوری از عقل و عدل توسط حکومت‌ها، دستگاه روحانیت، تفکر فردمحور و فقدان تفکر نظام‌محور، عوامل انحراف جامعه اسلامی بوده است.
حجت الاسلام یوسفی با اشاره به جایگاه روحانیت در این زمینه افزود: روحانیت با توجه به یک سری مسائل و در حاشیه قرار دادن مسائل مهم، موجبات عوام‌زدگی را فراهم کرد. در واقع دغدغه روحانیت، مسائل کلیدی و کلان نظیر توزیع عادلانه ثروت، آموزش و حاکمیت ملی نبود.
این استاد دانشگاه، برخورد سطحی با پدیده سرمایه‌داری را از مصادیق جمود دانست و گفت: ما به جای توجه به مادر این تحولات و نوع روابط در این جهان، به محصولات آن توجه داریم و به جای توجه به مسائل مهم مطرح شده در نهج البلاغه از منظر امام علی(ع) مثل ظلم و بی‌عدالتی، بر مسائلی سطحی و ظاهری مانند حجاب، پوشش و کنسرت تمرکز کرده‌ایم.
وی در پایان از ضروت تفکر نظام‌محور سخن گفت و با اشاره به ضرورت اصلاح ساختاری از نگاه شهید مطهری در جوامع اسلامی اظهار کرد: آنچه از منظر شهید مطهری اهمیت دارد ساختار اجتماعی و ساختار سیاسی است و به جای توجه به فرد باید به ساختار توجه کنیم. در نقد نظام قضایی، باید سراغ ساختار رفت نه افراد.

تاکید اسلاملوئیان بر ضرورت تغییر ادبیات سنتی فقهی
دکتر کریم اسلاملوئیان، استاد دانشگاه شیراز