عصر روز گذشته، صادق زیباکلام، حسن غفوری‌فرد و غلامعلی رجایی در خانه اندیشمندان علوم انسانی حضور یافتند تا از ناگفته‌های انقلاب بگویند.

برنامه، نشست‌هایی سه‌گانه است که خانه اندیشمندان علوم انسانی، انجمن اندیشه و قلم، بنیاد اندیشه و احسان توحید و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران به مناسبت دهه فجر و آغاز چهل سالگی نظام جمهوری اسلامی تدارک دیده‌اند. نشست نخست، عصر شنبه 13 بهمن برگزار شد. ابتدا مهرداد خدیر نویسنده و روزنامه‌نگار که اجرای برنامه را برعهده داشت، از سخنرانان پرسید: به عنوان جوان گذشته و فعال سیاسی، بفرمایید چرا انقلاب شد؟ و چرا مردم در سال 57 به خیابان‌ها ریختند؟


گفت‌وشنود زیباکلام با دخترش/ ما امانت‌دار و روایتگر خوبی برای انقلاب نبودیم
سپس، صادق زیباکلام استاد دانشگاه و فعال سیاسی در پاسخ اظهار کرد: انقلاب برای نسل‌های پس از انقلاب پر از سؤال است.  خداوند سه دختر به من داد اولی حزب‌اللهى شد و در دوران دانشجویى مسئول بسیج دانشگاه بود. ولی دختر وسط انقلابی از آب درنیامد زمانى که دانشجوی مهندسی صنایع بود از من می‌پرسید سال 57 فکر می‌کردید چه‌کار می‌کنید؟ وانمود می‌کردم این سؤال را متوجه نشده‌ام چون آدم نمی‌داند از کجا شروع کند. البته پس از حوادث سال 88 دیگر این سؤال را از من نپرسید بلکه پرسش وحشتناک‌تری از من کرد. او پرسید سال 57 فکر هم می‌کردید؟ و دیگر هیچ‌وقت درباره انقلاب حرفی نزد و سؤالی نپرسید.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران افزود: چند وقت پیش به رشت می‌رفتیم در گردنه منجیل به او گفتم این گردنه بخشی از تاریخ ایران است چون جلوی جنگلی‌ها را گرفت و نگذاشت آنها به سمت قزوین و سپس تهران بیایند. ابتدا چیزی نگفت ولی پس از مدتی پرسید کاش می‌آمدند و سرنوشت ما تغییر می‌کرد، تا خود رشت لال شدم و چیزی نگفتم. زیباکلام با بیان اینکه «هر سال دهه فجر جشن گرفته می‌شود اما حس می‌کنم نسل‌های پس از انقلاب نسبت به انقلاب اسلامی بیگانه‌تر می‌شوند»، یادآور شد: شاید باورتان نشود اگر از دانشجویان درس انقلاب اسلامی، بین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی نظرسنجی کنند دانشجویان به انقلاب مشروطه علاقه بیشتری نشان می‌دهند و تعجب هم نمی‌کنم چون در طول ترم بارها در دانشگاهی که رضاشاه (دانشگاه تهران) ساخته، دانشجویان از من می‌پرسند به این چیزها که می‌گویی اعتقاد داری؟ این مشکل به وجود آمد چون ما امانت‌دار و روایتگر خوبی نبودیم.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان اینکه «ما انقلاب نکردیم که مرگ با آمریکا بگوییم و انقلاب را صادر کنیم»، یادآور شد: امروز سؤال اساسی این است که «چه شد گفتمان آزادیخواهی پس از انقلاب به حاشیه رفت و جای آن را گفتمان امروز یعنی مرگ بر آمریکا و صدور انقلاب گرفت؟». اگر در پاییز و زمستان 57 به شکلی تصادفی از دو هزار تن درباره شعارها علیه رژیم شاه نظرسنجی می‌شد، فکر می‌کنید چه نتیجه‌ای بدست می‌آمد؟ اگر اسناد و مصاحبه‌ها را کنار هم بگذاریم و علت نارضایتی و مخالفت مردم علیه شاه را بررسی کنیم می‌توانیم به آزادیخواهی و دموکراسی‌خواهی برسیم که در صدر آن مفاهیمی چون آزادی زندانی سیاسی، «لغو شکنجه و سانسور» و مطبوعات آزاد بود. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران افزود: شما هر قضاوتی که می‌خواهید بکنید ولی نمی‌توانید رأی 98.5 درصدی به قانون اساسی جمهوری اسلامی در دوازدهم فروردین 58 را کتمان کنید. با هر تعبیری که از انقلاب دارید، نمی‌توانید از گذشته و این آمار فرار کنید. این رأی همه ملت از چپ، راست، مذهبی و مارکسیست بود.

زیباکلام در ادامه با طرح این پرسش که «چرا برخی احساس می‌کنند پهلوی‌ها احیا شده‌اند؟» و با تأکید بر اینکه «این تجدید کاذب است»، گفت: این اتفاق به واسطه این نیست که نسل جدید مطالعه کرده است بلکه این نسل نسبت به شرایط فعلی سرخورده شده و نگاهی نوستالژیک به گذشته پیدا کرده است. آیا در سال‌های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی، کسی به پهلوی روحت شاد می‌گفت و اساسا پهلوی‌ها جذابیتى داشتند؟ اگر کسی چنین چیزی می‌گفت، پاسخش بغض و کینه مردم بود.
وی اظهار داشت: ما همان‌قدر که درباره خود انقلاب و اهداف و چرایی پیروزی انقلاب به خطا رفته‌ایم و عقاید خود را جای واقعیت تاریخ جا زده‌ایم، به پهلوی‌ها نپرداخته‌ایم. به همان شکلی که درباره انقلاب افسانه‌سرایی و خیال‌بافی کردیم درباره طرف مقابل (رژیم شاه) هم به بیراهه رفته‌ایم.


خاطره داریوش فروهر از توهم محمدرضاشاه
زیباکلام با تأکید بر اینکه «انقلاب به دلیل ضعف و ناکارآمدی رژیم شاه بود»، افزود: نظام پهلوی در سال‌های آخر عمر خود به گونه‌ای وحشتناک با واقعیت موجود جامعه فاصله گرفته بود. شاه تصور می‌‌کرد مخالفی ندارد. او حتی در مصاحبه با فالاچی در پاسخ به پرسشی درباره تعداد زندانیان سیاسی و شمار کشته‌شدگان زیر شکنجه می‌گوید مخالفان را کنار بگذار و بگو کدام کار من غلط بوده است. شاه واقعا معتقد بود که هیچ‌کدام از کارهایش اشتباه نیست. او تصور می‌کرد درست‌ترین سیاست‌ها را انجام می دهد. او در مصاحبه با یک خبرنگار هندی، علت زنده ماندن خود را بر دوش کشیدن رسالتی خاص بیان می‌کند. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران یادآور شد: داریوش فروهر برایم تعریف می‌کرد روزی که قرار شد از میان بازرگان، سنجابی، بختیار و غلامحسین صدیقی، دولت تشکیل شود، به پای غلامحسین صدیقی افتادم و از او خواستم به عنوان وزیر کشور مصدق، حیثیت او را بر باد ندهد. صدیقی پاسخ داد، مملکت دارد از بین می‌رود و سپس به ملاقات شاه رفت. شاه در حالی که قدم می‌زد و به بیرون نگاه می‌کرد به صدیقى می‌گوید داستان خمینی چیست که اینها در مملکت راه انداخته‌اند؟ پاسخ صدیقى نشان می‌دهد چرا مصدق او را وزیر کشور کرد. صدیقى به شاه می‌گوید، داستان خمینی نیست بلکه داستان پدر و پسر است. کسی به پدر جرأت نمی‌کرد دروغ بگوید و فردی هم به پسر جرأت نداشت حقیقت را بگوید. شما 25 سال در این کاخ نشستید و هر چیزی که خواستند، گفتند و قبول کردید.
وی افزود: هر نظریه‌پردازی که خواستید بکنید؛ ولی این نگاه شاه بود او ته دلش تصور می‌کرد انگلیس و آمریکا علیه او دست به اقداماتی زده‌اند و مبارزه را انکار می‌کرد. این پازل‌ها را وقتی کنار هم می‌چینید نیاز نیست به تئوری توطئه متوسل شوید فضایی که به وجود آمده بود نشان می‌داد شخص اول مملکت به دور از واقعیت بود. او باور نمی‌کرد در ایران مخالفی داشته باشد.

 

پیروزی انقلاب به خاطر اعتماد مردم به امام(ره) بود.

جلسه با سخنان غلامعلی رجایی، فعال سیاسی و نویسنده ادامه یافت. او با بیان اینکه «معتقدم مردم به هدایت‌های امام (ره) اعتماد کردند و چون به او اعتماد داشتند در خودروی انقلاب نشستند و پیش رفتند»، گفت: حضرت امام (ره) شخصیتی شناخته شده و قابل اعتماد برای مردم بودند.رجایی افزود: این اواخر مقاله‌ای دیدم که نوشته بود انقلاب اسلامی یک حرکت جاهلانه بود، مردم نمی‌دانستند چه می‌خواهند و بدون فکر و برنامه شعار جمهوری اسلامی سر دادند که من با این نگاه مخالفم.وی تأکید کرد: انقلاب اسلامی یکی از انقلاب‌های ناشناخته جهان است. باید به طور جدی درباره ریشه‌ها و دلایل انقلاب اسلامی مطالعه و کار پژوهشی کرد. اگر ساعت‌ها درباره ناگفته‌های انقلاب بحث کنیم وقت کم می‌آوریم. انقلاب زوایای پیدا و پنهان دارد و نیاز به شناختی واقعی و همه‌جانبه نسبت به دلایل وقوع انقلاب داریم.


رجایی با تأکید بر اینکه «نباید به انقلاب سطحی نگاه کنیم»، اظهار کرد: در آن دوران حتی یک پاسبان می‌توانست بازار تهران را تعطیل کند، هم سن و سال‌های ما این موضوع را می‌دانند و واقف هستند که انقلاب بی‌دلیل به وقوع نپیوست. روح امام (ره) گویی در تار و پود ملت دمیده شده بود و با وجود بعد مسافت، نکته به نکته اوامر و سخنان امام (ره) را پیگیری و اطاعت می‌کردند. وی ادامه داد: درصد زیادی از پیروزی انقلاب به دلیل اطمینان مردم به حضرت امام (ره) بود، همانگونه که در جنگ تحمیلی به او اطمینان کردند و بدون چشمداشت اوامر امام (ره) را اجرا کرده و پای آرمان‌هایی که داشتند، ایستادند.
وی با اشاره به حقیقت شکنجه‌های رژیم پهلوی گفت: از زندانیان قبل از انقلاب هستم و شکنجه‌های رژیم پیشین را با تمام وجود تجربه کرده‌ و دیده‌ام که دوستم زیر شکنجه دوام نیاورد و بعد از 45 دقیقه جان خود را از دست داد. در آن دوران هیچ‌کس در داخل کشور هیچ برنامه‌ای نداشت، زندانیان هر لحظه منتظر اعدام بودند، مرحوم هاشمی رفسنجانی می‌گفت هر وقت بلندگوی زیر هشت روشن می‌شد منتظر بودم اکبر هاشمی رفسنجانی را برای اعدام صدا کنند. این فعال سیاسی اضافه کرد: ما گاه در تحلیل‌هایمان دچار افراط و تفریط می‌شویم. برخی می‌گویند امام (ره) نمی‌دانست چه نوع حکومتی می‌خواهد؛ من می‌گویم ایشان از زمانی که در نجف بودند می‌دانستند چه نوع حکومتی برای آینده ایران می‌خواهند. من کتابی نوشتم تحت عنوان «امام به روایت امام». یعنی امام را از زبان خودشان روایت و معرفی کردم. امام در نجف به روشنی می‌گفت حکومت اسلامی را می‌خواهد پیاده کند.
رجایی همچنین به ریشه‌های وقوع انقلاب و عملکرد رژیم پهلوی اشاره کرد و گفت: رژیم گذشته می‌گفت روحانیت باید برود و در کشور فعالیت نکند. از جمله بدفهمی‌ها و کج‌سلیقگی‌های محمدرضا پهلوی مبارزه با شرع، علائم عزاداری و اعتقادات عامه مردم بود. اگر درک درستی از شرایط فرهنگی و مذهبی مردم داشت، چرا باید با حوزه مخالفت می‌کرد؟ رضاخان از اول برای اینکه سلطنت پهلوی مستقر شود به تکیه‌ها و حسینیه‌ها می‌رفت و به سر و صورت خود گل می‌مالید ولی وقتی مستقر شد روضه و عزاداری را به کنج و سایه دیکتاتوری فرستاد. رجایی با تأکید بر اینکه «اساس اعتراض حضرت امام(ره) این بود که چرا اصل سوگند به قرآن را از قانون اساسی حذف کردند»، یادآور شد: اینگونه نیست که برخی می گویند امام (ره) و مردم بدون دلیل بر حکومت شوریدند. اطرافیان شاه خیرخواه او نبودند و یاد گرفته بودند تحلیل‌های دروغ تحویلش بدهند؛ از طرفی هم خود شاه فکر می‌کرد از همه بیشتر می‌فهمد و حق دارد هر تصمیمی را بگیرد.

 

شاه که می‌خواست مردم را تحقیر کند خود به ذلت افتاد
بخش پایانی نشست ناگفته‌های انقلاب نیز به سخنان حسن غفوری‌فرد عضو حزب مؤتلفه اسلامی اختصاص داشت. او با اشاره به تفاوت‌های انقلاب با کودتا گفت: انقلاب اسلامی ایران به دلیل تحولات عمیقی که ایجاد کرد و همچنین حضور همگانی مردم در فرایند آن، حقیقی‌ترین انقلاب یکصد سال اخیر جهان بوده است. از این روست که همه دپارتمان‌های علوم سیاسی دنیا بر ویژگی متمایز انقلاب ایران تأکید کرده‌اند. غفوری‌فرد با بیان اینکه محمدرضا شاه از هر حرکت و اقدام مردم وحشت می‌کرد، اظهار کرد: وقتی دکتر نجات‌اللهی در دانشکاه امیرکبیر شهید شد اجازه تشییع جنازه نمی‌دادند و از تشییع پیکر یک استاد دانشگاه می‌ترسیدند تا اینکه بالاخره رژیم را راضی کردیم اجازه برگزاری مراسم را بدهد اما باز هم در میدان انقلاب دست به کشتن مردم زدند. این سرکوب‌های رژیم باعث شد انقلابیون هم تعابیر تندی علیه شاه به کار ببرند و به او حمله کنند.


عضو حزب مؤتلفه اسلامی با در پاسخ به این پرسش که «چرا انقلاب کردیم؟»، گفت: یکی از عواملی که باعث شد مردم ایران انقلاب کنند تحقیر مردم توسط رژیم شاه بود. یکی از نمادهای این تحقیر، جدا شدن بحرین از ایران بود. بحرین استان 14 ایران بود که ملکه انگلیس به شاه دستور داد از ایران جدا شود و با همکاری سازمان ملل طوری وانمود کردند که انگار مردم بحرین خواهان جدایی از ایران هستند؛ بنابراین به این شیوه بحرین را از ایران جدا کردند و هویدا گفت بحرین دختری بود که بزرگ شد و شوهرش دادیم. این مبارز دوران انقلاب بیان کرد: امام وقتی از پاریس اعلامیه دادند که سربازها فرار کنند، ما دست به کار شدیم تا این اعلامیه را پخش کنیم. در حین پخش این اعلامیه من دستگیر شدم. در زندان می‌گفتند شما با چه چیزی می‌خواهید انقلاب کنید؟ مگر پول دارید؟ مگر ارتش دارید؟ مگر نمی‌دانید همه ابرقدرت‌ها پشت شاه هستند؟ شما در تاریخ می‌خوانید که کارتر در اوج اعتراضات مردم به تهران آمد و ایران را جزیره ثبات نامید تا حمایت خود را از شاه نشان دهد.
وی افزود: تنها مسأله‌ای که می‌تواند پیروزی انقلاب با دست خالی را تبیین و تحلیل کند، اشاره به عامل کمک‌ها و امدادهای غیبی است. امام به مسیر خود اعتقاد داشت و این اعتقاد را به بدنه انقلاب تزریق کرده بود.
وی با بیان اینکه «هر کس از مسیر حق دور شود تحقیر خواهد شد»، اظهار کرد: کار شاه به جایی رسید که فرمانده گارد شاهنشاهی که باید معتقدترین فرد به شاه باشد در رادیو رسما اعلام کرد که ما در خدمت انقلاب مردم ایران هستیم. این یعنی اینکه شاهی که می‌خواست مردم را تحقیر کند خود به اوج ذلت افتاد.

پربازديدترين برنامه ها

انتقاد پروازی از کم توجهی شیعه به فعل ائمه در مقابل حدیث

گزارش تصویری از مراسم رونمایی سايت و کتابهای جدید

تلفيق نظريات علوم انسانی و واقعيات عينی رمز اثرگذاری كتابهای موفق است

دغدغه‌های اعضای انجمن اندیشه در حضور آیت‌الله هاشمی

نشست «موسیقی؛ ممنوع یا مشروع؟» برگزار می شود

گزارش تصویری نشست سالانه انجمن و مراسم ضیافت افطار

سطحی‌نگری در ايران جواب نمی‌دهد

گزارش تصویری «علل عدم پایایی نظام حزبی در ایران»

گزارش تصویری نشست «منشور حقوق شهروندی

آئین رونمایی از کتابهای دکتر دبیری مهر

گزارش «پیامدهای افزایش تنش در روابط ایران و عربستان»

گزارش تصویری نشست «شهید رجایی؛ مردمی یا پوپولیست»

گزارشهای تصویری

اطلاعات تماس

 تلفن دفتر مرکزی: 021-77641180
 شماره دورنگار: 021-77654703
 آدرس: تهران، سه راه طالقانی، خيابان خواجه نصير، كوچه مفيدی، پلاك يك، مجتمع مفيد، واحد 17
کدپستی: 6116631191
شبکه های اجتماعی:  

   

Template Design:Dima Group