در فتوحات خارج از حجاز، مسير توزيع ثروت در جامعه اسلامي تغيير كرد. تنها فردي كه به سيره و روش پيامبر وفادار بود، امام علي بود

دكتر ظريفيان در نشست «از حكومت علوی تا حاكميت اموی»:

ريشه حاكميت اموي در اشتباهات و انحرافاتي بود كه در دوران خلفا رخ داد. در فتوحات خارج از حجاز، مسير توزيع ثروت در جامعه اسلامي تغيير كرد. تنها فردي كه به سيره و روش پيامبر وفادار بود، امام علي بود. فتوحات، مفهوم رحماني اسلام و مفهوم مساوات و عدالت اسلامي در توزيع بيت المال را به حاشيه راند. فتوحات ظرفي بود كه بني اميه پايه هاي خود را درون آن گذاشت. اينكه خليفه دوم، سوم و چهارم ترور مي شوند، ناشي از وجود ناهنجاري در جامعه اسلامي است. تبديل اسلام حقيقت به اسلام قدرت، بزرگترين انحراف بود، حقيقتي كه بايد از فيلتر مشروعيت مردمي و عدالت عبور مي كرد تا به قدرت تبديل شود، توسط اموي ها به اصالت قدرت تبديل شد كه همه حقيقت ها، اخلاقيات و عدالت بايد به پاي آن قرباني می شد. «فقه الغلبه»، ركن مشروعيت بخشي به قدرت بود در حالي كه قرآن، حتي براي پيامبر، سيطره و جباريت را قائل نيست. نظام اموي، يك نظام توتاليتر است كه قدرت را مقدس و محور مي كند و براي آن خون حسين را مي ريزد، حرمت جان و ناموس مردم مدينه برداشته مي شود و كعبه به آتش كشيده مي شود.

 

امويان، از معاويه تصوير رابين هودي ارائه مي كردند كه در پي عدالت است اما از دل اين رابين هود، هزاران رابين سود و منفعت طلب درآمد.  خشونت و ترور مخفيانه ویژگی دوران معاويه و خشونت آشكار ویژگی دوران يزيد و حجاج است و همین مخالفين بنی امیه يعني خوارج و زيديان را به خشونت سوق داد. تئوري جبر و مرجئه مورد استقبال بني اميه قرار گرفت كه پايه گذار حكومت اشاعره شد؛ چراکه فقط با جبر مي توان جنايت را توجيه كرد و اقدامات غيراخلاقي را بعنوان قضاي الهي جا زد. مرجئه ايمان و عمل را از يكديگر جدا كردند و گفتند حاكم مي تواند هزاران فسق داشته باشد اما اميد به رحمت هم داشته باشد. ادبيات معاويه و يزيد سرشار از مفاهيم ديني است كه مسائل جامعه را به خدا ارجاع مي دهد. بردگي هم يكي ديگر از اركان اموي است كه برايش فقه و توجيه شرعي هم درست كردند و ايرانيان و حتي عرب را به بردگي كشيدند و يزيد در واقعه حره از مسلمانان بيعت بردگي گرفت. امر به معروف و نهي از منكر را امويان تبديل به حسبه كردند و بجاي اينكه مردم بر حكومت نظارت داشته باشند، حكومت شروع به نظارت بر مردم كرد كه برخلاف روح امر به معروف و نهي از منكر در دوران پيامبر و اميرمومنان بود. دوگانه سازي بين خودي وغيرخودي براساس قبول داشتن حكومت در دوران امویان ايجاد شد. بني اميه روح اسلام را گرفتند و در پوسته آن روح اشرافيت، ثروت اندوزي و قدرت محوري را ریختند. سب و لعن علي، مساله شخصي نبود بلكه نفي یک مدل حاكميتي متفاوت بود.

 

دکتر مهراب صادق نيا در نشست از حكومت علوي تا حاكميت اموي:

هر پديده را مي توان در دو سطح تحليل ذهني، ميكرو يا تحليل خرد در سطح كنشگران يا در سطح كلان يا ماكرو يا ساختاري تحليل كرد. در تحليل خرد، ما بر اشخاص تمركز داريم، محور مطالعه در واقعه عاشورا در اين تحليل افرادند. عمر سعد، شمر و ابن زياد و يزيد مركز توجهند و ريشه حادثه را شخصيت و رفتار آنها مي دانيم اما در تحليل ساختاري، سيستم و ساختار، مركز توجهند نه اشخاص، يعني اگر اشخاص ديگري هم جاي آنها بودند ممكن بود همين واقعه پيش بيايد. اينكه امام حسين مي گويد من به دنبال امر به معروف و نهي از منكرم، يعني به دنبال اصلاح ساختارم و حركتش معطوف به قدرت و ساختار است نه افراد. در اسلام نبوي، دين بدنبال وضع مطلوب است نه وضع موجود، بدنبال مفاهيم اميدبخش اجتماعي است. در سخنان پيامبر نمي بينیم که بگوید حفظ چيزي مانند حكومت از ارزش هاي اخلاقي بالاتر است. اسلام نبوي، ماهيتي فرهنگي داشت نه سياسي، اسلام درباره نظريه سياسي و قدرت سخن نمي گويد، اسلام درباره اخلاق جمعي مي گويد اما حرفي از اخلاق اجتماعي نمي زند و بعدها حكومت ها، اين نظريات معطوف به قدرت را توليد كردند و با اجتهاد و تفسيرهاي غليظ بدست داده اند. اسلام نبوي بيش از آنكه پيام باشد يك رسانه بود يعني مواجهه با وضع موجود بود نه پيامي غيرزميني و بدون تناسب با جامعه آن زمان. برداشت امروز ما از اسلام، شنيدن سخن يكي از طرفين مكالمه است يعني وضعيتي كه منجر به توليد متن شده را ناديده مي گيريم. اسلام حتي براي نهاد دين هم نبود، براي خودش و براي خودش بود. اسلام ابزار هم نبود، براي توجيه قدرت بكار گرفته نمي شد، در مدينه هيچ چيز بر اقتدار شخصي پيامبر استوار نبود و مبتني بر پيامبري او بود و صرفا نظرات خدا را مي رساند و جايي كه نياز به حكم نبود به مشورت با مردم امر مي شد.



اما در حكومت اموي، دين براي حفظ وضع موجود و قدرت است و قرائتي از دين مانند مرجئه و جبرگرايي كه در خدمت حفظ وضع موجود است، قبول و ساير قرائات ديني رد مي شود. هر تغيير و تحولي مردود و خروج از دين شمرده مي شود. حكومت ديني عميقا ايدئولوژيك و براي حفظ باور بنياد حكومت بود. در اسلام نبوي، جنگ مذهبي نداريم، جنگ براي دفاع از گروه و جامعه مسلمان است نه به خطر افتادن دين؛ اما امويان به اسم اسلام مخالفينشان را مي كشند. اسلام اموي ابزاري است و بخشي از اسلام كه ما را تاييد مي كند، ترويج و بقيه اش را حذف مي كنيم. اسلام اموي بر اتوريته حاكمان استوار است، چون با شخص حاكم مخالفي، بايد از بين بروي، معاويه كه ادم شوخي بود، تنها شوخي با قدرت را برنمي تافت. اسلام نبوي بدنبال امت سازي بود و براي آن هرگونه تفرقه، برتري نژادي و قومي را حذف كرد اما در اسلام اموي، هدف حكومت سازي بود و بهمين خاطر قوميت، نژاد و قبيله محور است. بنابراين ما با دو مدل اسلام نبوي و اموي مواجهيم. اما ريشه هاي شكل گيري حكومت اموي چيست؟ پيامبر خود متن بود، اما خلفا و بني اميه تفسير و مفسر بودند؛ در اين شرايط امكان سواستفاده فراهم است و مي توان با استفاده از قدرت يك تفسير را مسلط و بقيه را تكفير كرد. مشروعيت اموي از تفسير بدست مي آيد و براي آن گزاره هاي ديني مانند تبديل محكم به متشابه و بالعكس و نقض سيره نبوي بود. فتوحات، علاوه بر انحرافات اقتصادي، مسائل فرهنگي را هم ايجاد كرد، نوكيشاني كه بعد از فتح شدن، خود براي فتح مي رفتند، اسلام را منتقل نمي كردند و به نوعي نظام هاي استبدادي قبل از اسلام بازتوليد شد. ريشه اصلي انحراف حكومت، آلوده بودن ظرف حكومت است، موضوعي كه در ساير اديان هم مشاهده مي كنيم، مسيحياني كه براي مسيحيت شكنجه مي شدند بعد از بدست گيري حكومت، خود ديگران را براي مسيحي نبودن شكنجه كردند و به تعبيري مسيحيت سكولار و غيرقدسي شد كه بدنبال قدرت و تقسيم حكومت باشد. امت پيامبر در زمان بني اميه تبديل به حكومت شد و اين تجربه همه دينداران در تاريخ است كه وقتي دين وارد عرصه قدرت مي شود، تظاهر جايگزین اخلاص مي شود.

 

آيت الله سید عباس قائم مقامي در نشست «از حكومت علوي تا حاكميت اموي»:

جريان شناسي بني اميه يك موضوع بسيار مهم از منظر اسلام و اهل بيت و همچنين شرايط امروز جامعه ماست
البته درباره عنوان این نشست، بصورت عام تر مي توانيم بگوييم «از اسلام علوي تا اسلام اموي» كه به ريشه ها و مباني بهتر پرداخته شود. بني اميه حدود نود سال حكومت كردند و امسال هزار و چهارصدمين سال آغاز خلافت و حكومت بني اميه است.  خوارج بزرگترين فتنه دوران حكومت اميرمومنان بودند. امام پس از پيروزي در جنگ، در خطبه خود مي فرمايند: خوارج را بعد از من نكشيد چرا كه تفاوت است بين كسي كه بدنبال حق است و اشتباه مي رود و كسي كه بدنبال باطل است و آن را درك مي كرد و مي فرمايند: فكر نكنيد فتنه اصلي نهروان و خوارج است، فتنه اكبر بني اميه است. در قرآن هم اشاراتي به فتنه بني اميه داريم، مانند سوره اسرا كه به فتنه و شجره ملعونه اي اشاره كرده كه در تفاسير اهل بيت، به روياي پيامبر اشاره شده كه ميمون ها از منبر ايشان بالا مي رفتند كه به پيش بيني موضوع از بيش از سي سال قبل توسط پيامبر اشاره دارد. در تفاسير سوره قدر هم اشاره اي به هزار ماه حكومت بني اميه شده است. اين موضوع وقتي اهميت مي يابد كه مي بينيم پيامبر و اميرمومنان، انحراف و خطر امويان را خطرناك تر از حوادث قبل و بعد آن، يعني دوران خلفا و بني عباس مي دانند. خوب سوال اينجاست: چرا بني اميه؟ چه چيزي در بني اميه است كه اينقدر خطر آن اهميت مي يابد و با ديگر انحرافات متفاوت است؟ از امام حسين سوال كردند از آيه اي كه در مورد دو دشمني كه در خدا با يكديگر نزاع مي كنند، ايشان مي فرمايند: ما و بني اميه كه تا قيامت با يكديگر در مورد خدا نزاع داريم. يعني اگر ما ريشه ها و تمايز نزاع و تفاوت بني اميه و اهل بيت را متوجه بشويم، اين اختلاف را مي توانيم تشخيص بدهيم.



برخي از انحرافات، قبل از بني اميه هم سابقه داشتند، غصب خلافت و امامت، خشونت ديني، ظلم و بي عدالتي را بني اميه تاسيس نكردند، بنابراين بايد ببينيم تمايز بني اميه چيست؟ يكي از برداشتهاي غلط ما اين است كه از روايت " اني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتي... " برداشت می کنیم كه قرآن و اهل بيت وزن مساوي دارند، در حاليكه اينگونه نيست و قرآن اصل و متن است و اهل بيت ذيل و حاشيه قرآن و مبين و مفسر آن هستند؛ بنابراين هدايت هاي بنيادي مورد نياز انسان بايد در قرآن، مورد اشاره قرار گرفته باشد. بزرگترين تهديدي كه قران براي دين بيان مي كند، «فرقه شدگی» است و هر نوع تفسيري از دين كه منجر به عدم شمول دين و اختصاص دين به بخشهاي خاصي از انسانها باشد، فرقه شدن دين است. فرقه شدگي يك جز از دين را بر كليت آن غلبه مي دهد و دين را از تعادل و توازن خارج مي كند. اگر عنصر سياست و قدرت، از جايگاه خود بعنوان يك جز خارج شود و بر كل اجزای دين غلبه كند، فرقه شدگي رخ مي دهد و بني اميه اين كار را كردند، يعني براساس محوريت قدرت و تبديل به فرقه حرکت كردند. بنابراين بزرگتر بودن فتنه بني اميه نسبت به ساير فتنه ها اين است كه خطرناك ترين عنصر يعني قدرت محور، فرقه مي شود. تعبير اميرمومنان از خطر براي دين، برگشتن ظرف و خالي شدن آن از محتواست، يعني پوسته و ظاهر مي ماند اما بدون محتوا؛ و اين خطرناك ترين نوع انحراف است. ريشه هاي اين انحراف، معرفت شناسي است، اين رويكرد با ساير انحرافات متفاوت است، اين انحراف موجب مي شود قدرت در محوريت دين قرارمي گيرد و غايت دين مي شود كه اخلاق، عبادات و ساير اجزاي دين در خدمت آن قرار مي گيرد و بر آنها، نوعی سلطه معرفت شناسی پيدا مي كند، فقه توليد مي كند، عرفان و عبادت توليد مي كند و همه اجزاي دين را مطابق ميل قدرت بازتوليد مي كند به نحوي كه از عميق ترين لايه هاي انسان تا اجتماعي و بيروني ترين لايه ها اثر مي گذارد. آسيبي كه دين از قدرت مي خورد با هيچ خطر ديگري قابل مقايسه نيست. قدرت هم با هيچ ابزار ديگري به اندازه دين نمي تواند به اين اندازه بر انسانها نفوذ كند. بيان شعر توسط يزيد در مجلس شام كه بني هاشم بوسيله دين، با حكومت بازي كردند و قدرت را بدست آوردند، اين را عليه دين نگفته، بلكه نگاهش به دين را بيان كرده كه هدف اصلي دين، قدرت و حكومت است. بنابراين با غلبه معرفت شناسي قدرت در دين، دين جديد ظاهر مي شود و همين است كه در روايات داريم امام زمان، دين بظاهر جديدی مي آورد، يعني بازگشت ايشان به سيره پيامبر و اهل بيت با برداشت متداول روز از دين كاملا متفاوت است و ديني جديد به نظر مي رسد. يك ويژگي قدرت، ميل به بسط و تماميت و مطلق شدن است و بهمين علت، قدرت مطلق شر و به تعبير قرآن شرك است، چون هر مطلق ديگري غير از خدا، شرك است. اگر قدرت، مطلق شود، همه چيز را در خدمت خود درمي آورد و منبع شرك مي شود و حتی دین را شرک آلوده می کند.

رسوبات اموی در دنیای اسلام از نگاه استاد عباس قائم مقامی:
با توجه اينكه زايش دانش فقه، اهل سنت بودند و حتي مرحوم آيت الله بروجردي، فقه شيعه را حاشيه بر فقه سنت می داند كه البته روش آن كه اجتهاد است که مختص به اهل بيت است؛ اما مسائل فقه شيعه، همان مسائل فقه اهل سنت است كه در بستر قدرت متولد شده است و اساس اين فقه در دوران اموي شكل گرفته است و متاثر از همين آسيب معرفت شناسي، كلام ما هم دچار همين مشكل است. بنابراين زمين بازي فقه و كلام ما در بستر قدرت و نگرش اموي شكل گرفته و ما روش فقهي و كلامي اهل بيت را بعضا در خدمت مسائل اموي قرار داده ايم.

پربازديدترين برنامه ها

انتقاد پروازی از کم توجهی شیعه به فعل ائمه در مقابل حدیث

گزارش تصویری از مراسم رونمایی سايت و کتابهای جدید

نشست «موسیقی؛ ممنوع یا مشروع؟» برگزار می شود

دغدغه‌های اعضای انجمن اندیشه در حضور آیت‌الله هاشمی

آئین رونمایی از کتابهای دکتر دبیری مهر

تلفيق نظريات علوم انسانی و واقعيات عينی رمز اثرگذاری كتابهای موفق است

معرفی نامزدهای تصدی هیات مدیره و بارزسی انجمن

گزارش تصویری نشست سالانه انجمن و مراسم ضیافت افطار

گزارش تصویری نشست «منشور حقوق شهروندی

گزارش تصویری «علل عدم پایایی نظام حزبی در ایران»

گزارش تصویری نشست «شهید رجایی؛ مردمی یا پوپولیست»

گزارش تصویری نشست «ناگفته‌هایی از آغاز جنگ»

گزارشهای تصویری

اطلاعات تماس

 تلفن دفتر مرکزی: 021-77641180
 شماره دورنگار: 021-77654703
 آدرس: تهران، سه راه طالقانی، خيابان خواجه نصير، كوچه مفيدی، پلاك يك، مجتمع مفيد، واحد 17
کدپستی: 6116631191
شبکه های اجتماعی:  

   

Template Design:Dima Group